بلاگ جدید در سایت مجله تابلو … عکس من. درد تو

میدونم لحظاتی هم داری که در فیس بوک نمیگنجه…
این جمله ی تانیا توی ذهنم مونده، دیشب هم که فرزاد داشت باهام تلفنی مصاحبه میکرد گفت سوژه این هفته برناممون اینه که همهٔ ما یه چیزیمون هست. یه جورایی درگیریم(قاطی داریم). تا حالا به خودت گفتی‌ “لامصّب چه مرگته؟” اگه گفتی‌ سر چی‌ بوده؟
دو روز قبل که زنگ زده بود قرار مصاحبه بذاریم تا گفت چطوری زدم زیر گریه.
قبلنا همه چیز ساده تر بود، گاهی هم یه مرگیت میشد اما انگار بیشتر میدونستی چته
میرفتی توی یه مهمونی اتفاقی شوهر سابق رو با همسر جدید میدیدی
از جلوی ویترین یه بوتیک رد میشدی یه لحظه دلت میگرفت که چرا پول نداری اون لباس قشنگ رو برای خودت بخری
یه آژانس مسافرتی میدیدی میگفتی ای کاش تو هم میتونستی بری خارج
یه چیزایی رو نداشتی و میفهمیدی اما خیلی چیزارو نداشتی و روحت هم خبر نداشت. انگار خیلی هم مهم نبود
خیلی مهم نبود توی خیابون که راه میری یه سری دوست جدید پیدا کنی
اگر هم کسی انگولکت میکرد انگولکشو پس نمیدادی
داستان کتابی که میخوندی رو اگر کسی دوست نداشت مهم نبود، تو هم اصراری نداشتی همه بدونن
اصلا چه فرقی میکرد که حتما هر چی میخوری رو همه ببینن
به کسی چه ربطی داشت که زیر دوش به چی فکر کردی

بقیه در سایت مجله تابلو

http://tableaumag.com/1213#.Ug1AW2QnhQxImage

Advertisements

One thought on “بلاگ جدید در سایت مجله تابلو … عکس من. درد تو

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s